رهان | استودیوی سئو و رشد ارگانیک

دو صاحب کسب‌وکار با نیازها و اهداف متفاوت در بازاریابی دیجیتال

پرسونا چیست و چه نقشی در استراتژی محتوا دارد؟

پرسونا چیست و چه نقشی در استراتژی محتوا دارد؟

?what is Content Persona

راهنمای شناخت مخاطب، طراحی پرسونا و استفاده از آن در برنامه‌ریزی محتوا

فرض کنید دو نفر به یک شرکت خدمات سئو مراجعه می‌کنند. هر دو صاحب فروشگاه اینترنتی هستند و هر دو می‌خواهند از گوگل مشتری بیشتری جذب کنند. نفر اول تازه فروشگاهش را راه‌اندازی کرده و هنوز نمی‌داند چرا صفحاتش در نتایج جست‌وجو دیده نمی‌شوند. نفر دوم چند سال است که فروش آنلاین دارد، اما با وجود انتشار ده‌ها مقاله، هنوز از محتوایش فروش قابل‌توجهی نمی‌گیرد.

اگر قرار باشد برای هر دو نفر یک مقاله با عنوان «چطور سئوی سایت را بهبود دهیم؟» بنویسیم، احتمالاً بخشی از نیازهای هر دو را پوشش می‌دهیم؛ اما ممکن است هیچ‌کدام پاسخ دقیقی برای مسئله اصلی خود پیدا نکنند.

این تفاوت، نقطه شروع شناخت پرسوناست. پیش از انتخاب موضوع مقاله، تعیین لحن برند یا چیدن تقویم محتوایی، باید بدانیم قرار است به چه کسی کمک کنیم، چه مسئله‌ای دارد و در چه شرایطی دنبال راه‌حل می‌گردد.

پرسونا به ما کمک می‌کند مخاطب را از یک گروه آماری کلی به تصویری کاربردی برای تصمیم‌گیری‌های محتوایی تبدیل کنیم. در این مقاله می‌بینیم پرسونا چیست، چطور می‌توان آن را بر اساس داده‌های واقعی ساخت و چگونه از آن برای انتخاب موضوعات، تولید محتوا و هدایت مخاطب به سمت اقدام مناسب استفاده کرد.

در این مقاله می‌خوانید:
    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید
    Scroll to Top

    پرسونا چیست؟

    پرسونا (Persona) در بازاریابی، نمایه‌ای نیمه‌تخیلی از یک گروه مشخص از مخاطبان یا مشتریان است که بر اساس پژوهش و داده‌های واقعی ساخته می‌شود. این نمایه نشان می‌دهد افراد آن گروه چه هدف‌هایی دارند، با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند، چه چیزهایی برایشان اهمیت دارد و هنگام انتخاب یک راه‌حل چگونه تصمیم می‌گیرند.

    در تولید محتوا، پرسونا به ما کمک می‌کند بدانیم مخاطب چه اطلاعاتی لازم دارد، چه پرسش‌هایی برایش مطرح است و برای دریافت پاسخ به چه منابعی مراجعه می‌کند.

    برای مثال، تصور کنید مخاطب یک سایت خدمات سئو را فقط با عنوان «صاحبان کسب‌وکار» تعریف کرده‌ایم. این عبارت به‌تنهایی برای تولید محتوای هدفمند کافی نیست. یک صاحب کسب‌وکار تازه‌کار ممکن است به دنبال آشنایی با اصول سئو باشد؛ درحالی‌که مدیری که قبلاً چندین پروژه سئو را تجربه کرده، احتمالاً به دنبال راهی برای تشخیص مشکلات فنی یا ارزیابی بازده هزینه‌های بازاریابی است.

    پرسونا به ما کمک می‌کند این تفاوت‌ها را ببینیم و به‌جای تولید محتوایی یکسان برای همه، محتوایی متناسب با نیازهای هر گروه بسازیم.

    نکته مهم این است که پرسونا نباید صرفاً از تخیل نویسنده یا تصور مدیر بازاریابی درباره مشتری ایده‌آل شکل بگیرد. اطلاعات آن باید تا حد ممکن از مصاحبه، رفتار مشتریان، پرسش‌های واقعی و داده‌های کسب‌وکار به دست آمده باشد. هر جا هم اطلاعات کافی نداریم، باید فرضیه‌ها را از واقعیت‌های تأییدشده جدا کنیم.

    تفاوت پرسونا با مخاطب هدف و پرسونای مشتری چیست؟

    این سه اصطلاح به هم نزدیک‌اند، اما هرکدام در تصمیم‌گیری بازاریابی کاربرد متفاوتی دارند.

    مخاطب هدف گروهی از افراد است که کسب‌وکار قصد دارد محصولات، خدمات یا پیام‌های بازاریابی خود را به آن‌ها ارائه کند. این گروه ممکن است با ویژگی‌هایی مانند نوع کسب‌وکار، نیاز، موقعیت جغرافیایی یا رفتار خرید تعریف شود.

    پرسونای مشتری تصویری دقیق‌تر از یکی از گروه‌های مهم مشتریان است. این تصویر علاوه بر ویژگی‌های کلی، انگیزه‌ها، مشکلات، موانع و معیارهای انتخاب را هم در نظر می‌گیرد.

    پرسونای مخاطب محتوا روی نیازهای اطلاعاتی و رفتار جست‌وجوی یک گروه تمرکز دارد؛ یعنی اینکه افراد چه سؤالاتی دارند، چه چیزی را جست‌وجو می‌کنند، در چه سطحی از آگاهی هستند و چه محتوایی می‌تواند به آن‌ها کمک کند.

    مفهوم تمرکز اصلی نمونه برای یک شرکت خدمات سئو
    مخاطب هدف گروه کلی که کسب‌وکار به دنبال جذب آن است صاحبان فروشگاه‌های اینترنتی
    پرسونای مشتری انگیزه، مشکل، موانع و معیارهای انتخاب مشتری مدیر فروشگاهی که به دنبال افزایش فروش از گوگل است و پیش از خرید خدمات، هزینه و گزارش‌پذیری را بررسی می‌کند
    پرسونای مخاطب محتوا پرسش‌ها، نیازهای اطلاعاتی و رفتار جست‌وجو مدیری که عبارت «چرا فروشگاه اینترنتی در گوگل بازدید ندارد؟» را جست‌وجو می‌کند و به دنبال تشخیص اولیه مشکل است

    این تفاوت در عمل اهمیت زیادی دارد. ممکن است یک نفر در مرحله اول فقط به دنبال یادگیری باشد و هنوز قصد خرید خدمات نداشته باشد. اگر برای چنین فردی مستقیماً محتوای فروش بنویسیم، احتمال دارد به سؤال اصلی‌اش پاسخ ندهیم. در مقابل، کسی که در حال مقایسه شرکت‌های سئو است، به اطلاعاتی درباره فرایند همکاری، هزینه، گزارش‌دهی و محدوده خدمات نیاز دارد.

    بنابراین، یک کسب‌وکار ممکن است مخاطب هدف مشخصی داشته باشد، اما برای پاسخ‌گویی به نیازهای متفاوت آن گروه، به چند پرسونا یا چند نمایه محتوایی نیاز پیدا کند.

    چرا پرسونا در استراتژی محتوا اهمیت دارد؟

    استراتژی محتوا مشخص می‌کند چه محتوایی، برای چه کسی، با چه هدفی و از چه مسیری تولید و منتشر شود. پرسونا یکی از ابزارهایی است که به این تصمیم‌ها جهت می‌دهد. بدون شناخت مخاطب، ممکن است تقویم محتوایی پر از موضوعات ظاهراً مرتبط باشد، اما بخش مهمی از نیازهای واقعی کاربران را نادیده بگیرد.

    ۱. انتخاب موضوع بر اساس مسئله واقعی مخاطب

    فرض کنید مدیر یک فروشگاه اینترنتی می‌خواهد ورودی گوگل خود را افزایش دهد. او در جلسه برنامه‌ریزی محتوا پیشنهاد می‌دهد درباره «تاریخچه موتورهای جست‌وجو» مقاله‌ای منتشر شود؛ موضوعی که شاید از نظر آموزشی جالب باشد، اما لزوماً به مشکل فعلی او ارتباطی ندارد.

    اگر بدانیم مسئله اصلی این مدیر کمبود بازدید از صفحات محصول است، می‌توانیم موضوعات نزدیک‌تری انتخاب کنیم؛ مثلاً بهینه‌سازی صفحات محصول، بررسی مشکلات ایندکس یا تشخیص دلایل کاهش ورودی ارگانیک.

    پرسونا کمک می‌کند موضوعات را با توجه به نیاز مخاطب اولویت‌بندی کنیم، نه فقط بر اساس سلیقه تیم تولید محتوا یا جذابیت ظاهری یک ایده.

    ۲. انتخاب لحن و سطح توضیحات مناسب

    یک مقاله درباره تحقیق کلمات کلیدی برای کسی که هنوز تفاوت کلمه کلیدی و عبارت جست‌وجو را نمی‌داند، باید از مفاهیم پایه شروع کند. اما فردی که تجربه کار با ابزارهای سئو دارد، ممکن است بیشتر به روش خوشه‌بندی، تحلیل رقبا و تشخیص فرصت‌های محتوایی نیاز داشته باشد.

    شناخت پرسونا به نویسنده کمک می‌کند سطح آشنایی مخاطب با موضوع را در نظر بگیرد و درباره میزان توضیح، مثال‌ها، اصطلاحات تخصصی و ساختار مقاله تصمیم بگیرد.

    این به معنی ساده‌نویسی اجباری برای همه نیست. هدف این است که محتوا با دانش و مسئله مخاطب تناسب داشته باشد.

    ۳. شناسایی پرسش‌های مخاطب

    مخاطب ممکن است هنگام جست‌وجوی یک موضوع، چندین سؤال مرتبط داشته باشد که همه آن‌ها در عبارت اصلی جست‌وجویش دیده نمی‌شوند.

    برای مثال، فردی که به دنبال «هزینه سئو سایت» است، ممکن است بخواهد بداند:

    • چه عواملی هزینه سئو را تعیین می‌کنند؟
    • چرا قیمت خدمات شرکت‌های مختلف متفاوت است؟
    • چه مواردی باید در قرارداد سئو مشخص شوند؟
    • چطور می‌توان نتیجه کار را ارزیابی کرد؟

    شناخت این پرسش‌ها باعث می‌شود محتوایی بنویسیم که فقط به عبارت جست‌وجو پاسخ نمی‌دهد، بلکه به نیازهای نزدیک و واقعی مخاطب هم توجه می‌کند.

    ۴. اولویت‌بندی موضوعات بر اساس مرحله تصمیم‌گیری

    مخاطب در تمام مراحل آشنایی با یک مسئله، به محتوای یکسانی نیاز ندارد.

    کسی که تازه متوجه کاهش بازدید سایت شده، احتمالاً به محتوایی درباره تشخیص علت مشکل نیاز دارد. فردی که راه‌حل‌های مختلف را بررسی می‌کند، ممکن است به مقایسه روش‌ها و ابزارها احتیاج داشته باشد. کسی که آماده سفارش خدمات است، به اطلاعات روشن درباره فرایند، هزینه و شرایط همکاری نیاز دارد.

    پرسونا کمک می‌کند محتوای مناسب هر مرحله را طراحی کنیم و بین مقاله‌های آموزشی، صفحات خدمات و سایر نقاط تماس ارتباط برقرار کنیم.

    ۵. ارتباط محتوای آموزشی با خدمات کسب‌وکار

    اگر مخاطب پس از مطالعه مقاله به اطلاعات بیشتری نیاز داشته باشد، باید بتواند مسیر ادامه را پیدا کند. برای نمونه، مقاله‌ای درباره مشکلات سئوی فروشگاه اینترنتی می‌تواند در صورت تناسب، به صفحه خدمات بررسی سئو لینک بدهد.

    اما این ارتباط باید بر اساس نیاز خواننده باشد. هر مقاله آموزشی قرار نیست به‌زور به صفحه فروش ختم شود. گاهی بهترین پاسخ برای مخاطب، مقاله دیگری است که موضوع را عمیق‌تر توضیح می‌دهد.

    بررسی مصاحبه‌ها و داده‌های رفتاری برای شناخت نیازهای مخاطبان

    برای طراحی پرسونا به چه اطلاعاتی نیاز داریم؟

    پرسونا زمانی به تصمیم‌گیری محتوایی کمک می‌کند که اطلاعات آن به رفتار و نیاز مخاطب مربوط باشد. دانستن اینکه مخاطب چند سال دارد یا در کدام شهر زندگی می‌کند، ممکن است در بعضی کسب‌وکارها مهم باشد؛ اما در بسیاری از پروژه‌های محتوایی، دانستن اینکه چه مشکلی دارد و چطور برای حل آن جست‌وجو می‌کند، کاربرد بیشتری دارد.

    هنگام جمع‌آوری اطلاعات، این موارد را در نظر بگیرید:

    1. هدف و مسئله اصلی: مخاطب می‌خواهد به چه نتیجه‌ای برسد؟ چه مشکلی باعث شده به دنبال اطلاعات یا یک راه‌حل بگردد؟ برای مثال، آیا هدفش افزایش بازدید سایت است یا تبدیل بازدیدکنندگان فعلی به مشتری؟
    2. موقعیت و محدودیت‌ها: مخاطب در چه شرایطی قرار دارد؟ چه منابعی در اختیار دارد؟ محدودیت بودجه، زمان، نیروی انسانی یا دانش فنی چه تأثیری بر انتخاب او می‌گذارد؟
    3. پرسش‌ها و ابهام‌ها: مخاطب پیش از انتخاب راه‌حل چه چیزهایی را نمی‌داند؟ چه سؤال‌هایی از تیم فروش یا پشتیبانی می‌پرسد؟ در جست‌وجوهایش از چه عبارت‌هایی استفاده می‌کند؟
    4. موانع و نگرانی‌ها: چه چیزی باعث می‌شود مخاطب اقدامی را به تعویق بیندازد؟ آیا به هزینه‌ها، کیفیت خدمات، ریسک انتخاب اشتباه یا دشواری اجرای راه‌حل نگرانی دارد؟
    5. معیارهای تصمیم‌گیری: مخاطب هنگام مقایسه گزینه‌ها به چه عواملی توجه می‌کند؟ قیمت، زمان اجرا، سابقه ارائه‌دهنده، امکان پیگیری نتایج یا میزان تناسب راه‌حل با شرایط کسب‌وکار؟
    6. رفتار جست‌وجو و مصرف محتوا: مخاطب برای پیدا کردن پاسخ از چه عباراتی استفاده می‌کند؟ مقاله می‌خواند، ویدئو تماشا می‌کند، از شبکه‌های اجتماعی کمک می‌گیرد یا مستقیماً با متخصص تماس می‌گیرد؟

    این اطلاعات را می‌توان از چند منبع به دست آورد:

    • مصاحبه با مشتریان فعلی و افرادی که از خرید منصرف شده‌اند
    • گفت‌وگو با تیم فروش و پشتیبانی درباره پرسش‌ها و اعتراض‌های پرتکرار
    • بررسی فرم‌های تماس، پیام‌ها، نظرات و بازخوردهای مشتریان
    • تحلیل داده‌های سایت و گزارش‌های ابزارهایی مانند گوگل سرچ کنسول و گوگل آنالیتیکس
    • بررسی نظرات کاربران در شبکه‌های اجتماعی، انجمن‌ها و منابع مرتبط با بازار

    هر منبع بخشی از تصویر را نشان می‌دهد. برای مثال، سرچ کنسول می‌تواند عبارت‌هایی را که کاربران با آن‌ها به سایت رسیده‌اند نشان دهد، اما لزوماً مشخص نمی‌کند چرا کاربر یک خدمت را خریده یا چه چیزی باعث انصرافش شده است. برای فهمیدن این بخش‌ها، مصاحبه و بررسی رفتار واقعی مشتریان اهمیت دارد.

    چطور پرسونا را مرحله‌به‌مرحله طراحی کنیم؟

    طراحی پرسونا معمولاً با جمع‌آوری اطلاعات واقعی از مخاطبان، شناسایی اهداف و مشکلات آن‌ها، بررسی رفتار جستجو و سپس تبدیل این داده‌ها به یک پروفایل قابل استفاده انجام می‌شود. در واقع ساخت پرسونا لزوماً به یک تحقیق گسترده یا ابزار پیچیده نیاز ندارد. حتی یک کسب‌وکار کوچک هم می‌تواند با بررسی اطلاعات موجود، چند گفت‌وگوی هدفمند و ثبت دقیق فرضیه‌ها، یک نسخه اولیه و قابل استفاده بسازد.

    برای طراحی پرسونا باید:

    1. هدف کسب‌وکار و محدوده پرسونا را مشخص کرد.
    2. داده‌های موجود را جمع‌آوری نمود.
    3. به دنبال یافتن الگوهای مشترک و تفاوت‌های مهم میان مشتریان بود.
    4. پرسونا را در قالبی کاربردی نوشت.
    5. و در نهایت آن را با شواهد واقعی بررسی و اصلاح نمود.

    اگر دنبال قالب آماده و نمونه عملی ساخت پرسونا برای وبلاگ هستید، در مقاله نمونه پرسونای مخاطب این فرایند را مرحله‌به‌مرحله بررسی کرده‌ایم.

    چطور پرسونا را به استراتژی محتوا تبدیل کنیم؟

    تا اینجا مشخص کردیم پرسونا چه اطلاعاتی دارد و چطور می‌توان آن را ساخت. اما ارزش اصلی آن زمانی مشخص می‌شود که این اطلاعات وارد فرایند تولید محتوا شوند. در واقع پرسونا زمانی برای تیم محتوا ارزشمند می‌شود که از یک پروفایل توصیفی به ابزاری برای تصمیم‌گیری درباره موضوع، لحن، هدف جستجو و نوع محتوا تبدیل شود. برای این کار:

    1. مسئله‌های پرسونا را به موضوعات محتوایی تبدیل کنید.
    2. پرسش‌های مخاطب را به نیت جست‌وجو و کلمات کلیدی متصل نمایید.
    3. قالب و عمق محتوا را متناسب با نیاز کسب‌وکار انتخاب کنید.
    4. نقش هر محتوا را در مسیر تصمیم‌گیری تعیین کنید.
    5. لینک‌های داخلی را بر اساس ارتباط موضوعی طراحی کنید.
    6. یافته‌ها را وارد تقویم محتوایی نمایید.

    نحوه انجام این کار را در راهنمای نمونه پرسونای مخاطب برای وبلاگ بررسی کرده‌ایم.

    فیلد سؤال راهنما
    پرسونا این محتوا برای کدام گروه از مخاطبان است؟
    مسئله مخاطب قرار است به کدام نیاز پاسخ دهد؟
    نیت جست‌وجو کاربر با چه هدفی جست‌وجو می‌کند؟
    موضوع و کلمه کلیدی درباره چه چیزی و با چه عبارتی محتوا تولید می‌شود؟
    نقش محتوا آگاهی، بررسی یا اقدام؟
    قالب مقاله، راهنما، ویدئو یا صفحه خدمات؟
    لینک‌های مرتبط خواننده بعد از این محتوا به کجا می‌تواند برود؟
    معیار ارزیابی از کجا می‌فهمیم محتوا نیاز موردنظر را پوشش داده است؟

    برای مثال، اگر موضوع مقاله «هزینه سئوی فروشگاه اینترنتی» باشد، معیار ارزیابی آن فقط تعداد بازدید نیست. باید بررسی کنیم آیا محتوا به پرسش‌های اصلی درباره قیمت و محدوده خدمات پاسخ داده و آیا مخاطب می‌تواند اطلاعات لازم برای مقایسه گزینه‌ها را پیدا کند.

    مراحل تبدیل شناخت پرسونا به تحقیق کلمات کلیدی و برنامه‌ریزی محتوا

    اشتباهات رایج در طراحی و استفاده از پرسونا

    حتی اگر برای طراحی پرسونا وقت بگذاریم، چند اشتباه می‌تواند باعث شود این ابزار در عمل کمکی به استراتژی محتوا نکند.

    • ساخت پرسونا بر اساس حدس و کلیشه
      اینکه فرض کنیم همه مدیران فروشگاه‌های اینترنتی قیمت‌محورند یا همه کاربران جوان ویدئو را ترجیح می‌دهند، جای تحقیق را نمی‌گیرد. اگر داده کافی نداریم، این موارد باید به‌عنوان فرضیه ثبت و برای بررسی آن‌ها برنامه‌ریزی شود.
    • اضافه‌کردن جزئیات غیرضروری
      سن، وضعیت خانوادگی، سرگرمی و ویژگی‌های شخصیتی همیشه به تصمیم‌های محتوایی کمک نمی‌کنند. اطلاعاتی مثل سطح دانش، محدودیت بودجه، نیازها و معیارهای انتخاب راه‌حل معمولاً کاربرد بیشتری دارند.
    • ساخت پرسوناهای بیش از حد زیاد
      هر تفاوت کوچکی به پرسونا جداگانه نیاز ندارد. پرسوناها باید بر اساس تفاوت‌های معنادار در نیازها و رفتارها تفکیک شوند؛ تفاوت‌هایی که واقعاً روی تصمیم‌های بازاریابی اثر می‌گذارند.
    • یکسان‌گرفتن مخاطب در همه موقعیت‌ها
      یک فرد ممکن است در یک موضوع مبتدی و در موضوعی دیگر متخصص باشد یا در زمان‌های مختلف، از مرحله تحقیق به مرحله خرید برسد. بنابراین باید زمینه و مرحله تصمیم‌گیری را هم در نظر گرفت.
    • طراحی پرسونا و کنارگذاشتن آن
      پرسونا زمانی ارزش دارد که در انتخاب موضوع، تدوین بریف، تولید محتوا و تحلیل عملکرد به کار گرفته شود، نه اینکه صرفاً بخشی از سند استراتژی باشد.
    • انتظار رشد صرفاً با ساخت پرسونا
      پرسونا به‌تنهایی رتبه یا فروش را افزایش نمی‌دهد؛ بلکه به کاهش تصمیم‌های مبتنی بر حدس کمک می‌کند. نتیجه به عواملی مثل کیفیت محتوا، نیت جست‌وجو، رقابت، سئو تکنیکال، پیشنهاد تجاری و تجربه کاربر هم وابسته است.

    چه زمانی باید پرسونا را بازبینی کنیم؟

    پرسونا یک سند ثابت نیست. رفتار مخاطبان و شرایط بازار می‌تواند تغییر کند و اطلاعاتی که در ابتدای پروژه درست به نظر می‌رسید، ممکن است پس از مدتی نیاز به اصلاح داشته باشد.

    برای مثال، اگر کسب‌وکار خدمت جدیدی ارائه کند، وارد بازار متفاوتی شود یا گروه تازه‌ای از مشتریان را جذب کند، ممکن است پرسوناهای قبلی دیگر برای تصمیم‌گیری کافی نباشند.

    همچنین، اگر در مصاحبه‌های جدید با مشتریان به نیازهایی برسیم که در پرسونا ثبت نشده‌اند، باید بررسی کنیم آیا این نیازها نشان‌دهنده یک گروه متفاوت هستند یا صرفاً اطلاعات تازه‌ای درباره همان مخاطبان محسوب می‌شوند.

    چند نشانه که می‌توانند زمان بازبینی پرسونا را مشخص کنند:

    • پرسش‌های مشتریان و تیم فروش نسبت به گذشته تغییر کرده‌اند.
    • مخاطبان جدیدی وارد سایت یا فرایند خرید شده‌اند.
    • محتوای منتشرشده به پرسش‌های اصلی مخاطبان پاسخ نمی‌دهد.
    • داده‌های واقعی با فرضیه‌های ثبت‌شده در پرسونا تفاوت دارند.
    • محصول، خدمت یا شرایط بازار تغییر کرده است.

    می‌توان برای بازبینی یک برنامه دوره‌ای در نظر گرفت، اما بهتر است زمان آن با توجه به سرعت تغییرات بازار و میزان دسترسی به داده‌های جدید تعیین شود. در کسب‌وکارهای کوچک، حتی یک مرور منظم بر بازخورد مشتریان و عملکرد محتوا می‌تواند به شناسایی زمان مناسب برای اصلاح پرسونا کمک کند.

    جمع بندی: پرسونا چیست و چه کاربردهایی دارد؟

    پرسونا تصویری مبتنی بر تحقیق از یک گروه مشخص از مخاطبان است که کمک می‌کند نیازها، مسئله‌ها، پرسش‌ها و معیارهای تصمیم‌گیری آن‌ها را بهتر بشناسیم. در استراتژی محتوا، این شناخت برای انتخاب موضوعات، تعیین سطح توضیحات، طراحی قالب محتوا و ایجاد ارتباط میان مطالب آموزشی و صفحات خدمات به کار می‌رود.

    ساخت پرسونا با تعیین هدف و محدوده تحقیق شروع می‌شود، با جمع‌آوری داده و شناسایی الگوها ادامه پیدا می‌کند و پس از تدوین نسخه اولیه، باید با شواهد واقعی بررسی و اصلاح شود. مهم‌تر از ظاهر کارت پرسونا، کاربرد آن در تصمیم‌های روزمره تولید محتواست.

    اگر قرار است برای کسب‌وکارتان محتوایی تولید کنید که به پرسش‌های واقعی مخاطبان پاسخ دهد، پیش از تهیه تقویم محتوایی، مشخص کنید مخاطبان شما چه کسانی هستند، در چه شرایطی به دنبال راه‌حل می‌گردند و برای تصمیم‌گیری به چه اطلاعاتی نیاز دارند. پاسخ همین سؤال‌ها می‌تواند مسیر برنامه‌ریزی محتوا را روشن‌تر کند.

    سوالات متداول

    مخاطب هدف گروه کلی افرادی است که کسب‌وکار می‌خواهد با آن‌ها ارتباط برقرار کند. پرسونا نمایه‌ای دقیق‌تر از یک گروه مشخص در این مخاطبان است که اهداف، مشکلات، انگیزه‌ها، موانع و معیارهای تصمیم‌گیری آن‌ها را توصیف می‌کند. در استراتژی محتوا، پرسونا کمک می‌کند نیازهای اطلاعاتی و رفتار جست‌وجوی این گروه را بهتر بشناسیم.

    تعداد ثابتی برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد. یک کسب‌وکار کوچک ممکن است با یک یا دو پرسونا بتواند نیازهای اصلی مخاطبان خود را پوشش دهد؛ درحالی‌که کسب‌وکاری با محصولات، خدمات یا گروه‌های مشتریان متفاوت ممکن است به تعداد بیشتری نیاز داشته باشد.

    معیار اصلی، تفاوت معنادار در نیازها، رفتارها و تصمیم‌های محتوایی است. بهتر است تعداد پرسوناها به‌اندازه‌ای باشد که بتوان از آن‌ها در برنامه‌ریزی و تولید محتوا استفاده کرد.

    خیر. برای تهیه یک پرسونا اولیه، می‌توان از اطلاعات موجود کسب‌وکار، چند مصاحبه هدفمند، بررسی پرسش‌های مشتریان و داده‌های اولیه سایت شروع کرد. بااین‌حال، محدودبودن داده‌ها باید در نتیجه‌گیری‌ها لحاظ شود. پرسونا در این شرایط یک فرضیه کاری است که باید با اطلاعات جدید بررسی و اصلاح شود.

    پرسونای مشتری بیشتر بر انگیزه خرید، موانع انتخاب، معیارهای مقایسه و رفتار تصمیم‌گیری تمرکز دارد. پرسونای مخاطب محتوا بیشتر به پرسش‌ها، نیازهای اطلاعاتی، سطح دانش و رفتار جست‌وجو توجه می‌کند. این دو می‌توانند هم‌پوشانی زیادی داشته باشند، اما لزوماً یکسان نیستند؛ چون ممکن است فردی مخاطب محتوای آموزشی باشد، بدون اینکه در حال حاضر مشتری بالقوه کسب‌وکار محسوب شود.

    پرسونا به ما کمک می‌کند مسئله‌ها و پرسش‌های مخاطب را شناسایی کنیم. سپس با تحقیق کلمات کلیدی می‌توانیم عبارت‌هایی را که کاربران برای جست‌وجوی پاسخ به کار می‌برند، بررسی کنیم. ترکیب این دو روش باعث می‌شود انتخاب موضوع فقط بر اساس حجم جست‌وجو نباشد و ارتباط آن با نیاز مخاطب و هدف کسب‌وکار هم در نظر گرفته شود.

    زمان مشخصی برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد. بهتر است پرسونا زمانی بازبینی شود که داده‌های تازه، تغییر رفتار مشتریان، ورود به بازار جدید یا تغییر در محصول و خدمات نشان دهد اطلاعات قبلی دیگر برای تصمیم‌گیری کافی نیستند. مرور دوره‌ای بازخوردها و عملکرد محتوا نیز کمک می‌کند نیاز به اصلاح زودتر شناسایی شود.

    دیدگاه‌ خود را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیمایش به بالا